می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم

مجنون ولایت شهیده ایست که با شهادتش به اثبات ولایت ایستاد

 
امان از دل زينب
نویسنده : بيت الاحزان - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

بسم رب الزینب


خواستم از زن بگویم ... نمی دانم چه شد که ذهنم بر یک نام قفل شد .یک نام در میان
تمام نام ها ... یک زن در میان تمام زن ها ... در میان تمام زن ها ؟ نه! این زن انگار ...

نمی دانم چرا گاهی بعضی فکرها و و بعضی زبان ها عاجزند از قرار دادن این نام در میان زن ها و او را فراتر از تاب و توان زنانه می پندارند .


زینب به مقدمه نیاز ندارد و به توصیف هم ... کدام توصیف در وصف زینب کفایت می کند ؟

... زینب خود معنای زینب است .
زینت مردی که تمام مهر و قهر اسلام بود .
زینب و بار طاقت فرسای فاجعه کربلا هم گفتنی نیست ... اما نمی دانم چرا وقتی از
برادرزاده اش زین العابدین(علیه السلام) پرسیدند که کدام داغ از همه سنگین تر بود به این یک کلمه اکتفا کرد :

شام !... شام ! ... شام !

مصیبت شام را مرور می کنم ... به دنبال داغی می گردم فراتر از داغ های کربلا !
فراتر از تلذی شیرخواره ای که ذبح شد در میان دستان پدرش
داغی استخوان سوزتر از پیکر پاره پاره علی اکبر
داغی کمرشکن تر از دو دست بریده و فرق شکافته سقا
داغی فراتر از 72 پیکر سر جدا
داغی داغ تر از سر بریده امام بر بالای نیزه ها که از کربلا همراه کاروان است ... و چشمان
بی تاب دختران نوپا...
چشمم به دروازه شام می افتد ...
به نگاههای بی حیایی که بر دختران رسول الله (صل الله علیه و اله ) دوخته شده
و دختران رسول الله (صل الله علیه و اله) بی هیچ حجابی ...

امان از دل زینب


 
comment نظرات ()