می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم

مجنون ولایت شهیده ایست که با شهادتش به اثبات ولایت ایستاد

 
 
نویسنده : بيت الاحزان - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۳
 

تسليت می گم ... قبل از سلام ..

تو هر وبلاگی که رفتم به قدری پرشور اين غم بزرگو به تصوير کشيدن که ديگه احتياجی نيست چيزی بگم ... نه بلدم متن ادبی بنويسم نه يه دل پرشور دارم که غليان کنه و ...

تو اين دو روزه انقدر به هم ريخته بودم که ... فقط گفتم خدايا شيعه تو انقدر قرب داره ؟ .. نه اربابشو می رسونی ... نه مولاش حکم جهاد می ده .. نه ... فکر نمی کردم انقدر ضعيف باشم .. دلم می خواست فقط همه چی تموم شه ... ساعت نزديک ۹ شب بود که تصوير آقا رو رو صفحه تلويزيون ديدم ... فقط دويدم طرفش ... بيانيه رو که شنيدم .. بغضی که داشت خفم می کرد تو اين دو روز خالی شد .. نمی دونستم ديدن مولا تو اين شرايط چه آرامشی می ده ... آرامش يعنی ... يادم افتاد لذت تکيه گاه داشتن ... مولا داشتن ... ولی داشتن ... سيد علی داشتن ....

اللهم ايد قائدنا الخامنه ای و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان ...


 
comment نظرات ()