می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم

مجنون ولایت شهیده ایست که با شهادتش به اثبات ولایت ایستاد

 
خطبه شقشقيه
نویسنده : بيت الاحزان - ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳۸۳
 

ادامه خطبه شقشقيه(بخش دوم)

( پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلام ) که خلافت را به ناحق غصب کرده ، مردم را به ضلالت و گمراهی انداختند ، برای حفظ اسلام و اینکه مبادا انقلاب داخلی برپاشده دشمن سو استفاده نماید ، مصلحت در چشم پوشی از خلافت و شکیبایی دانستم ) (4) تا اینکه اولی (ابی بکر ) راه خود را بانتها رسانده (پس از دو سال و سه ماه و دوازده روزدرگذشت و پیش از مردنش ) خلافت را به آغوش ابن خطاب (عمر) انداخت (*(زيرنويس)  پس از آن خدعه و شیطنت ابی بکر را یادآوری نموده می فرماید : )

(5) جای بسی حیرت و شگفتی است که در زمان حیاتش فسخ بیعت مردم را درخواست می نمود ( می گفت : اقیلونی فلست بخیرکم و علی فیکم ... یعنی ای مردم بیعت خود را از من فسخ کنید و مرا از خلافت عزل نمایید که من از شما بهتر نیستم و حال آن که علی علیه السلام در میان شماست ) ولی چند روز از عمرش مانده وصیت کرد خلافت را برای عمر ، این دو نفر غارتگر خلافت را مانند دو پستان شتر میان خود قسمت نمودند.

 (6) خلافت را در جای درشت و ناهموار قرار داد در حالی که عمر سخن تند و زخم زبان داشت ، ملاقات با او رنج آور بود و اشتباه او ( در مسائل دینی ) بسیار و عذرخواهیش ( در آن چه به غلط فتوا داده بود) بیشمار بود .

(7) پس مصاحب با او مانند سوار بر شتر سرکش نافرمان بود که اگر مهارش را سخت نگه داشته رها نکند ، بینی شتر مجروح می شود و اگر رها کرده به حال خود وا گذارد به رو در پرتگاه هلاکت خواهد افتاد

(8) پس سوگند به خدا مردم در زمان او گرفتار شده اشتباه کردند و در راه راست قدم ننهاده از حق دوری نمودند ، پس من هم در این مدت طولانی ( ده سال و شش ماه ) شکیبایی ورزیده با سختی محنت و غم همراه بودم .

( سید رضی علیه رحمه گوید : پس از این بیان حضرت بر سبیل مثال شعر اعشی شاعر را ( از قصیده ای که در مدح عامر و هجو علقمه گفته بود ) خواند : شتان ما یومی علی کورها *** و یوم حیان اخی جابر (این را دو جور می توان معنی نمود ، اول اینکه ) فرقست میان امروز من که بر کوهان و پالان شتر سوار و به رنج و سختی سفر گرفتارم ، با روزیکه ندیم حیان برادر جابر بودم و بناز ونعمت میگذراندم ( دوم اینکه ) چقدر تفاوتست میان روز من و در سواری بر پشت ناقه و روز حیان برادر جابر که از مشقت و سختی سفر راحت است ( حیان برادر جابر در شهر یمامه صاحب قلعه و دولت و ثروت بسیار و بزرگ قوم بود و همه ساله کسری صله گرانبهای برای او می فرستاد و در عیش و خوشی می گذرانده هرگز متحمل رنج سفر نمی گردید ، و اعشی از بنی قیس و ندیم او بود ، مقصود امام علیه السلام از تمثیل به شعر او بنابر معنی اول اظهار تفاوت است میان روزیکه بعد از وفات رسول خدا (ص) که حقش غصب شده و در خانه نشست و بظلم و ستم مبتلی گردیدو روز دیگر زمان حیات رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم که مردم مانند پروانه بدورش می گردیدند ، و بنابر معنی دوم فرق میان حال خود که به محنت و غم مبتلا است و حال کسانیکه بمقاصد باطله خودشان رسیده خوشحال هستند بیان می نماید ،

ادامه دارد .....


 
comment نظرات ()