می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم

مجنون ولایت شهیده ایست که با شهادتش به اثبات ولایت ایستاد

 
اثر عشق
نویسنده : بيت الاحزان - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۳
 

 

امام خمينی  ... پيرمردي که صفاي باطنش  روي همه ما جوونا رو کم مي کرد ... از امام به عنوان پديده قرن بيستم  نام مي برن ... يعني يک فرد استثنايي ... واقعا امام خميني يک استثنا بود ؟ 
 وقتي به شهدا فکر مي کنم و به زندگي اغلب عجيبشون فکر مي کنم خوش به حالشون ... شهيد همت يک استثنا بود کسي که خستگي رو خسته کرده بود  و بسيجيا به عشق او هفته ها به مرخصي نمي رفتن تا موفق به ديدارش شن ... شهيد علم الهدي که هم نام اباعبدلله الحسين (ع) بود (و مي تونيد تو همين لينک کناري داستان شهادتش رو بخونيد) که چطور ثابت مي کنه که کل ارض کربلا و کل يوم عاشورا ... شهيد سيد حسين علم الهدي يک استثنا بود ...  شهدايي مثل شهيد خرازي ... شهيد محمد جهان آرا ... شهداي جاويد الاثري که تنها زائرشون مادر شهيده ما فاطمه الزهرا سلام الله است ... شهدايي که بعد از جنگ به درهاي بسته شهادت وقعي ننهادن و آن چنان عاشقي کردند که مصداق من عشقني فعشقته و من عشقته فقلته شدند و پر کشيدند ... شهيد آويني ... شهيد پازوکي ... شهيد محمد زماني ... شهدايي که در کنار ما زيستند بدون اينکه بفهميم در حال طي مسير به سوي ملکوتند ... جانبازان شيميايي که هنوز هم در انتظار عبور از درهاي نيمه بسته شهادت و جاوداني شدنند ... اينها همه استثنا هستند .


کاش بعد از اين همه استثنا مي فهميديم که ما بيماريم ... ما استثنائات ناسالم خلقتيم ... ما راه را گم کرده ايم ... انقدر بيماری ما شيوع پيدا کرده که سالمان را مريض مي بينيم و متفاوت ... جواني ما مي گذرد ... بدون اينکه بفميم خدا ما را نيافريده که از راست قامتي جواني به خميدگي و افول برسيم ... خدا ما را آفريده تا راست تر شويم ... دوران پيري دوران بهره برداري از جوانيست نه افسوس ...

*******


فکرمي کنيم لذات مخصوص جوانيست در حاليکه دقيقا عکس اين مطلبست ... جوونيمونو طوري صرف کنيم که وقتي پير شديم حاضر نباشيم به عقب برگرديم ... مثل مهندس يا معماري که حاضر نيست خونه اي که ساخته رو خراب کنه و از اول بسازه

(سو استفاده آزاد از سخنرانی استاد پناهيان سی دی منطق عشق )



 
comment نظرات ()