می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم

مجنون ولایت شهیده ایست که با شهادتش به اثبات ولایت ایستاد

 
جامعه مهدوی (۵)
نویسنده : بيت الاحزان - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٢
 

جامعه مهدوی (۵)


چرا ما توسل پيدا مي کنيم ؟ مي خوايم بگيم آقا امام زمان ما ديگه بيشتر از اين نمي کشيم ...تو منتظري ما آدم بشيم بعدا بياي ؟ ما رفقاي تو ايم موجب آبرو ريزي تو ايم ؟ ما دورتو بگيريم آبروي تو مي ره ؟ آقا تو بيا ما همون دور دورا وا ميستيم نميايم دورت که آبروت بره کم شه ازآبروت چيزي
آقا بيا دست ما رو بگير اون مقاومتو در ما اايجاد کن
ما اومديم ضعفمونو جبران کنيم آقا ضعفي جبران نداره ...خيلي ضعفا تو کربلا بودن آقا يه نگاه بهشون کرده بالا رفتن حر کم ضعيف بوده ؟ يه احترام به مادرت فاطمه زهرا گذاشت گفت من کجا که نام مادر تو رو ببرم ...آقا ما شده به مادرت بي حرمتي کنيم ؟ مي گن تو بازار تهران اون کسي که داشت حمالي مي کرد
دعواش شد با کسي يکي دو نفر داشتن مي زدنش ..يکي مي دونست سيده رفت يه آقا سيدي رو که تو بازار حرمت داشت صدا کرد گفت آقا دارن اينو مي زنن اين سيد فلاني رو
امد گفت آقا نزنينش اين بچه فاطمس ...بعد خودش شروع کرد اونو تنبيه کردن گفت تو ديگه چرا ميزني ؟ گفت من صد بار بهت نگفتم يه شال سبزي به کمرت ببند بفهمن پسر فاطمه اي باهات بهتر تا مي کنن تو داري مردمو جهنمي مي کني اين جوري ... يا صاحب الزمان مردم انقدر احترام براي مادر تو فاطمه زهرا قائلن ..سخت گيري نکن آقا همين مقدارو از ما بپذير ما نتونستيم بچه هاي ما رو حداقل قوي در خونه خودت نگه دار ...بگم يه چيزي شما داد بزنيد؟ آقا امام زمان ما از بچه هامون ديگه خجالت مي کشيم
 به ما مي گه بابا آقا امام زمان آدم داشته باشه مياد مي گم بله مي گه پس شما چي کار کرديد تا حالا ؟ آقا ما خجالت زده شديم ديگه  ... همه فهميدن ... همه مردم عالم فهميدن ... دارن زخم زبون بهمون مي زنن .. دانسته بريم که تحمل بتونيم بکنيم آقا رو ..بدونيمن ?آقا مي خوان چي کار کنن
چرا علي ابن ابيطالب سر به چاه مي ذاشتو داد مي کشيد
چون مردم مي گفت آقا بيا مولاي ما شو ..اما درک نکرده بودن ...تا نگفته بودن که علي مولاي ماست آقا مي تونست تحمل کنه که درک نکننش ولي وقتي امدن اصرار التماس التجا درواقع به تعبيري يا صاحب الزمان در خونش گفتن که آقا مي فرمايند حسنينم نزديک بود زير دست و پا له بشن ..حالا حسنين دو جوان رشيدند نه که دو تا کودک باشن ... بعد امر مولا رو تحمل نکردن
کلام غريبانه علي عليه السلام در نهج البلاغه است که لقد کنت اميرا فاحسبت مامورا ... من اميرشون بودم و اما مامور شما شدم ..هي شما به من امر تحميل مي کنيد ..با نکشيدناتون به من امر تحميل مي کنيد ...

ادامه دارد ...


 
comment نظرات ()