يادم تو را فراموش

مامان رفته بود بیرون. صدای زنگ در بلند شد ...
درو باز کردم ... به اسم می شناختمش ... صورت تکیده ای داشت ... وقتی شنید مامان نیست انگار وا رفت .
هوا گرم بود . تعارفش کردم بیاد تو ... همین طور که با یخای شربت بازی می کرد پرزای فرش رو هم انگار هم میزد .
تو عالم افکارش غرق بود.
اونم تا حالا منو ندیده بود .
اولش بجز سکوت چیزی رد و بدل نمی شد ... اما بعد سر حرفو با این جمله وا کرد :

-دنبال خونه می گردم .صاحبخونه جواب کرده
- نمیشه همونجا کرایه رو ببرید بالا ؟
-نه. گفته خودش می خواد بیاد بشینه !!! من که خودم شش ماهه نتونستم کارکنم .. هرچی پس انداز کارگریم بود شد خرج دوا و درمونم ... اجاره هام بالا رفته ...

-بچه ها کار نمی کنن ؟
-پسرم یه مدته بیکار شده ... یه دختری رو از همسایه ها می خواست . گفتم با پول کارگری نمیشه پسر داماد کرد ... دختره شوهر کرد . پسرم از اون موقع همش مشغول دوا درمونه ... دکتر گفت باید زنش بدین خوب میشه ... افسردگیه .... گفتم شاید مامانت آشنا داشته باشه تو کار خیریه ...

یه ساعتی نشست و رفت ...
داشتم زیردستی و لیوانو می بردم تو آشپزخونه ... به قول فهیمه آلوچه آلوچه اشکام بود که سر می خوردن رو صورتم ....
یاد عروسیایی افتادم که تو فامیل و آشناها می دیدم ...


یاد مهریه های بیشتر از چهارده سکه .... که باب سادگی رو به روی بقیه می بندن و باب ازدواج رو برای عده ای !

یاد فرش دستبافی که جایگزین ماشینی میشه و خونه یه نوعروسو فرش می کنه تا یه خونه دیگه خالی بمونه از عروس و فرش جهیزیه اش !

یاد آرایش عروس چند  صد هزار تومنی آرایشگاهای اسم و رسم دار میفتم ... در مقابل قیافه وا رفته پدر و مادری که زیر فشار نداری خم شدن .... یاد یه شعر میفتم ....

فافصح القبر عنهم حین سائلهم    تلک الوجوه علیها الدود تنتقل
شعری که امام هادی علیه السلام در مجلس بزم متوکل سرودند و مجلس بزم در هم ریخت ...

« زمان درازی خوردند و آشامیدند و همه چیز را بلعیدند ولی امروز همانها که خورنده همه چیزها بودند ماکول زمین و کرمها و حشرات زمین واقع شدند !»

به جای کِرِم های مردم پسند ... بر آن چهره ها کرم ها می خزند
چهره پر نقش و نگار عروس انگار توی ذهنم فرو میریزه ....

یاد غذاهای چندین مدلی که روی میزهای عروسی منتظر مهمونا چیده شده و بعد از مجلس دیس دیس و بشقاب بشقاب بین زباله ها جا خوش می کنه .... تا خالی بودن سفره ای بیشتر نمود پیدا کنه چه برسه به رمقی برای گستردن سفره ای جدید ...

یاد اموال حلالی که بی مهابا خرج میشن و دلخوش به حلیت رزقند ... در غفلت از نامه عملی که داره پر میشه ازگناه هزار و یک دل شکسته و حسرت زده و محکوم به حفظ تقوا ... یا آلوده شده به گناه از فرط فقر یا چشم و هم چشمی ....

یادِ ....

دو ساعتی از رفتنش گذشته ...
اشکام خشک شده

همه تصاویری که پررنگ جلوی چشمم اومدن و قلبمو زیر فشارش داشتن می پاشوندن حالا دوباره دارن رنگ می بازن ...

بازم منم و رسم و رسوم و شانیت خانواده ام ...
بل نتبع ما وجدنا علیه آبائنا .... اولو کان الشیطان یدعوهم الی عذاب السعیر 

بلكه ما از چيزى پيروى مى‏كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيت مى‏كنند)؟!


باز هم ستاره فامیل شدن و آبروداری تو ذهنم قوت می گیره ....

 باز یاد خودم میفتم ....
یادم ... تو را فراموش ...

 

منبع

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
محمد علی

زيبا و دلنشين نوشتی به روزم يه سر بزن يا علی

يه نی نی که ديگه نيس ...

بعضی وقتا دلت می خواد همسايه ی ديوار به ديوار دلی باشی که ... ولی فاصله ها هی زياد ميشن، انقد که يادت ميره(از یادت پاک می کنن) دلی هم هست ... آبروداری يعنی چی؟؟ خود گم کرديم يا خدا ... اصن من دوس دارم برم يکی منو ببره، کمک .... در بست، آبادی!

ريحان

درد گرفت (ببخشين الوچه جان..شما چرا يک جوری پستتو ميزنی که من تا تهش که ميرم فکر ميکنم خودت نوشتی بعد ميخوره تو حالم که مال خودت نبوده؟؟چرا ايا؟؟؟؟؟؟) با تشکر

نی نوا

سلام ۱۴ تير شدا!! نمي خوايد بنويسيد؟!!! حالا به ما سر نمي زنيد بماند! يا علي

حاج حميد

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار خجسته ميلاد گل واژه مهرو محبت شکوفه خوشبوي رسالت وامامت حضرت فاطمه زهرا (س) روز مادر و هفته زن وميلاد امام خميني (ره) مبارک باد

ني نی

دلم تنگ شده، کجايی؟ روزه مامانيا مبارک

سجاده یاس

روز ولادت کوثر ولایت مبارک...روز زن و مادر هم بر شما مبارک...

كبوتر بين الحرمين

سلام ... ميلاد فرخنده حضرت زهراي اطهر رو تبريك عرض مي كنم. از خیلی چیزها داریم دور می شیم از خیلی آرمانها از خیلی حرفهای اصیل ... حتی خیلی بیشتر از اونی که فکر می کنیم و متاسفانه حتی خیلی بیشتر از حد تصور گریبان خانواده های مذهبی رو گرفته ((( حالا اینکه ما لینک وبلاگتون نیستیم حکمتش چیه .؟؟؟!!!!))) شحی کردم روز عیدی یا علی مدد ... .......... .............. .................. اي بشر شكر بجاي آر كه گويي هرآنچه در اين عالم روي مي دهد و هر موهبتي از سوي حضرت حق بواسطه وجود ذي قيمت اين پنج تن است و انگاري همه عالم اين پنج تن را به نام آن بانوي نور و رحمت مي شناسند . ميلاد بانوي نور و رحمت مبارك باد . ........ ............ ................. دولت عاشقي به روز شد ..... منتظر قدومتان

سيد محسن

به نام حضرت دوست . . . سلام سیده خانوم . ان چه گفتید یک حقیقت از این مرز و بوم هست و نمیتوان انکارش کرد نمیخواهم مطالب شما ر ابه زابنی دیگر بگویم . فقط نکته ای را اشاره کنم که : . در این منت شما نقل کردید : << یاد اموال حلالی که بی مهابا خرج میشن و دلخوش به حلیت رزقند ... >> . اگر رزقی حلال بدست بیاد این گونه بی مهابا و بی قید و بند و مصرفانه خرج نمیشه . . در حلالیت آن رزقها باید تإمل کرد. . . از دعای خیر محروم نفرمائید سلام بنده را به خانواده محترم ابلاغ بفرمائید . . راستی به قول برادرم ( کبوتر بین الحرمین ) : . ((( حالا اینکه ما لینک وبلاگتون نیستیم حکمتش چیه .؟؟؟!!!!))) . . . در پناه حضرت دوست

يگانه

ما زنده به آنيم که آرام نگيريم موجيم و آسودگی ما عدم ماست موفق باشيد