گپ سياسی !!! از نوع انگليسی (۳)

 

-نقل است که زماني که مي خواستند ساختمان کنوني سفارت انگليس را بسازند- اواسط دوره قاجار- سفير به معمار باشي مربوطه دستور داده بود که در گوشه حياط چند سري " توالت" بسازد ...و جلوي در ورودي آنها يک تيغه ديوار بکشد، معمار هم چون "دستور سفير" بود با وجود تعجب زياد،  اين دستشويي ها را ساخته بود...حکمت اين آبريزگاههاي مخفي وقتي معلوم شد که سالها بعد وقتي در اوج قصه مشروطه خواهي و پناه بردن مشروطه خواهان به سفارت انگليس..تيغه ديواري را که مقابل اين توالتها را کشيده بودند ، برداشتند تا مشروطه خواهان براي اجابت مزاج! مشکلي نداشته باشند!

- سفارت انگليس با همه سفارت خانه هاي خارجي در ايران فرق دارد و اين يک دليل بسيار ساده دارد، چون  انگليسي ها هم با استعمارگران ديگر خيلي فرق داشتند! وايکينگ هاي جزيره نشين،  از همان قرن 15- 16 وقتي فهميدند که در محاصره آب هاي اقيانوس هستند به فکر افتادند که از منابع و ذخاير ديگران استفاده کنند و شروع کردند به استعمار و حمله و کشور گشايي و ...شيوه استعمار انگليسي ها اينگونه بوده و هست که برخلاف ديگر استعمارگران؛ کشور استعمار شونده را در عقب مانده ترين حالت ممکن نگاه داشته و اجازه نمي دهند که در حاشيه اين استعمار ، منافعي هرچند کوچک؛ مثلا مثل انتقال فن آوري و تکنيک به کشور استعمار شونده ، برسد.

در همان موقعي که در اتاق انتظار سر باز سفارت! ايستاده بودم، مرد ميانسالي که يک پلاک زرد رنگ به گردن داشت، توجه مرا جلب کرد، او که يک کيف بزرگ در دست داشت، از ساختمان  اصلي سفارت بيرون به سمت درب خروج مي آمد ولي  قبل از خروج  نهايي ، پلاک زرد رنگ مخصوص اش را زير پيراهن مخفي کرد و در را باز کرد و وارد خيابان "فردوسي"  شد، مثل هزاران هزار عابر ديگر، با ظاهر و لباسي  همان قدر معمولي که يک دلال ارز چهارراه استامبول مي تواند باشد! نمي دانم چرا ياد سريال " کيف انگليسي" مي افتم، ظاهرا  در سفارت انگليس هنوز "کيف انگليسي" هست ، ولي ليلا حاتمي نه !

-ديدن بانوان ايراني با لباسهاي نه چندان مناسب  در "زمين انگليسي ها"  اصلا خوشايند نيست. کاش قانوني وضع شود که لااقل فعاليت و استخدام نواميس کشورمان در سفارت خانه هاي خارجي را ممنوع کند ، جالب اينجاست که اکثر کارمنداني را که ما در سفارت  ديديم، مونث بودند.

-موقع ورود ، چند نفر از ماموران سفارت؛ بسته هاي چند ده تايي "آب معدني" را به ساختمان اصلي مي برند، مثل اينکه  وايکينگ ها حسابي از "وبا" ترسيده اند! 

به سالن ورودي ساختمان سفارت راهنمايي مي شويم، چند پله را بالا مي رويم و در پاگرد طبقه اول، چيز جالبي به چشم مي خورد: دو بيلبود بزرگ در گوشه سالن قرار گرفته است، طرح هردو پوستر عبارت است از پرچم ايران و انگليس در هم تنيده شده و گره خورده با اين عبارت: "همکاري بر مبناي اعتماد"!

  -خانم اسميت ،  با لبخند و لباس راحتي ...و البته " فنجان قهوه در دست " ! وارد اتاق شد،  فکر مي کنم اگر از انگليسي ها ، "قهوه"  را بگيرند، احتمالا همان اتقاقي خواهد افتاد که از ايراني ها، "نان" را!  برخلاف ما ايراني ها  که به  خوردن سريع چاي "لب دوز و لب سوز و لبريز"  شهرت داريم،  خانم اسميت،  قهوه اش را کم کم مي نوشيد و فنجان قهوه اش را تا آخر مصاحبه  در دست داشت و جالب اينجا بود محتويات فنجان تا پايان مصاحبه يک ساعته ما  دوام آورد!
 
 

-به اتاق کوچکي مي رويم و منتظر خانم کاردار مي مانيم، باز هم چيز جالبي توجهم را جلب مي کند: ساعت اهدايي بيمارستان سوم شعبان روي ديوار نصب شده است! تا خانم "اسميت" بيايد، با وابسته مطبوعاتي سفارت گپ مي زنيم، "خانم بهنام"  که تسلط کاملي بر زبان انگليسي و فضاي رسانه ها دارد،  در مورد سياست هاي مطبوعاتي سفارت انگليس سخن مي گويد، خانم بهنام مي گويد: ما در اينجا مدام در حال Check and doubble Check  شرايط هستيم؛ به خصوص مدام نظرات و واکنشهاي رسانه هايي ايراني در مورد انگليس را مورد ارزيابي قرار مي دهيم.

- مطمئنم اگر دستگاه سياست خارجي ما به خصوص سفارت هاي ايران در خارج از کشور ، چند نفر مثل خانم بهنام داشت!  قطعا وضع بهتري در سفارت خانه هاي ايران حاکم بود!

- ساعت ده و چهل دقيقه صبح يکشنبه است و من و خانم کريمي  ( از سرويس بين الملل "مهر" )  منتظر نشسته ايم، چند دقيقه بعد رايزن و معاون هيئت نمايندگي انگليس در ايران، خانم کيت اسميت Kate Smith  ، وارد اتاق کوچکي که قرار است مصاحبه را آنجا انجام بدهيم ، مي شود.

-خانم اسميت ،  با لبخند و لباس راحتي ...و البته " فنجان قهوه در دست " ! وارد اتاق شد،  فکرمي کنم اگر از انگليسي ها ، "قهوه"  را بگيرند، احتمالا همان اتقاقي خواهد افتاد که از ايراني ها، " نان"  را !   برخلاف ما ايراني ها  که به  خوردن سريع چاي "لب دوز و لب سوزو  لبريز"  شهرت داريم،  خانم اسميت ،  قهوه اش را کم کم مي نوشيد و فنجان قهوه اش را تا آخر مصاحبه  در دست داشت و جالب اينجا بود محتويات فنجان تا پايان مصاحبه يک ساعته ما  دوام آورد!

 

بازم ادامه ... دارد !!!


/ 4 نظر / 8 بازدید
asheghe_yassssssss

یاس گلم اگر تمام لحظه های عمر را به تقوی و خودسازی برای تقرب به درگاه خدای بزرگ و مهربان زحمت بکشیم و برای عزت اسلام و مسلمین در سختی باشیم ضرر نکرده، بلکه بهترین راه را رفته ایم. دنیا سراسر تظاهر و پرحرفی است و شناخت خدا و خودسازی و سکوت و دعا بهترین حربه هاست، پس سعی کنید همیشه برای رضای خدا و نزدیکی به خدا، مخلص و پاک باشید.

مسیحا

جالبه و بر خلاف اكثر گپهای سیاسی کسل کننده نیست .. منتظر بقیه ش هستیم.......

م.

سلام .جالب بود. خداحافظ

همسايه مولي علي ع

خامنه اي خميني ديگر است ولايتش ولايت حيدر است سلام بر شما و واقعا واقعا خسته نباشين بسيار عالي مي نويسين بسيار عالي بي شك انسان فهميده اي هستين و خداوند شما هم ميهنان اگاه من رو براي ايران حفظ كنه در ضمن لينك زيباتون رو در وبلاگم گذاشتم با اجازه تون منتظر ادامه نوشته هاتون هستم يا علي