شهيد = مظلوم

سالگرد امير بود ... سوار اتوبوس که شدم داشتم براي خودم حساب کتاب مي کردم کدوم شهدا امروز راهم ميدن و مهمونشون ميشم ... 72 تن که خيلي وقت بود يا مرض فراموشي مينداختن يا انقدر دير يادشون ميفتادم که مي خوردم به در بسته ....
با رفيقم گرم صحبت بودم ... يه بنده خدايي گفت شما ميري هفتادو دو تن ؟ گفتم نه .. همين جوري ميرم ببينم کجا مي طلبن ... گفت : من هر موقع ميرم بايد کلي بگردم . رفيقم گفت بيا با ما بريم ...
اتوبوس از کنار قطعه 29 که گذشت يه آهي ازته دل کشيدم و گفتم بيا ... بازم ازاون روزاس که امير آقاي حاج اميني قصد دارن ما رو بدوونن ... و بار ندن !
يکم جلوتر .. روبروي هفتادو دو تن پياده شديم ... اولين جايي که طلبيد!
اولين مزاري که ديدم شهيد اسدالله لاجوردي بود ... تا حالا نمي دونستم اونجاس ...
شايد چون هميشه سر مزار چهارتا شهيد مشخص ميرم ... شايدم ....

جعبه شيريني رو که گردوندم رفتم کنار مزار محمد ...

شهید محمد منتظری


يه گل ميخک گذاشتم رو سنگش ... يهو عرق شرم پيشونيمو پر کرد ... نکنه فکر کنن باهاش نسبتي دارم ؟نکنه ما رو تو ذهنشون بچسبونن به بيت جنابِ ...  بيچاره ها الان هرچي شيريني برداشتن برمي گردونن .... يه نيم نگاهي به اطراف کردم ...
يهو انگار دنيا رو سرم خراب شه .. دوست داشتم به مظلوميت محمد زار زارگريه کنم ... حسي بود که هميشه همين جوري تجربه اش مي کنم ... هميشه کنار مزارش که ميشينم فکر مي کنم الان کسي ببينه چه فکري مي کنه ؟ بعد ... انگار فرياد مظلوميتش گوشمو همه وجودمو پر مي کنه ...
محمد ... مي دوني با شنيدن اسمت ياد کي ميفتم ؟ ...

محمد ابن ابي بکر ... نمي دونم جلوي مولا اميرالمومنين عليه السلام چه بار سنگيني از خجالت به دوش کشيده ... نمي دونم بعد از شهادتش ... کسي هم از اقوامش ... حرف خنده داري زدم ... يادم نبود چه کسي فرمان قتلشو صادر کرد ... و جام شهادت به دستش داد ...

بگذريم ...

خوب شد که زود رفتي محمد ... فداي مظلوميتت

 

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد علی

24 اسفند شهادت محمد ابراهیم همت ، سردار بی سر و اصحاب کهکشانی اش که در آسمان پر ستاره دنیا قبله را به ما نشان میدادند و 25 اسفند ماه شهادت مظلومانه سر لشکر مهدی باکری ... انشا الله خدا یه توفیقی به همه ی ماها بده تا بتونیم راه و رسم این ملکوتیان رو اول درون خودمون و بعدش تو جامعه پر رنگ تر کنیم ... شدیدا التماس 2آ ... یاعلی

گاه نگار

حس ناخوش غرور باز مرا فرا گرفته ... . . گاهنامه به روز شد . چشم انتظار راهنمائيتان ....

ناصر آسيابانی

به نام خالق مولا نوروزتان خجسته باد. با چند شعر در مدح مولا امیر المومنین – به عنوان عیدی نوروزی_ به روزم و منتظر نظراتتان. یا مولا علی

ماندنی

سال نو مبارک از اينجا به بعدش به صلاحديد صاحب وبلاگ سانسور ميشود.

احمد کاظمی

سلام خوبه ميطلبن شما رو .ما که ... هنوز اندر خم يک کوچه ايم . خيلی التماس دعا . شما هم با داداش اميرتون حال می کنيدا . منم با حال شما حال می کنم . من که حالی ندارم ان شا الله شرهانی يه حالی بهمون بدن . يه سر هم به ما بزنيد

کفش

سلام هاااااااااااااا حالا درست باز شد ایول عجب عکس باحالی بالای وبلاگتونه !!!!!! ممنونن سر زدین لینکیدییییییییییم نقطه

کبوتر بين الحرمين

سلام . انشا الله در سال جديد بيشتر از توجهات خاصه حضرت بهره مند گرديد . . . يا ابا صالح چه خوش است هنگامه تحويل سال سين هشتم مان و نه اصلا ًتمام هفت سين چيده شده بر سفره دلمان را رويت سيماي شما قرا دهيم . . . دولت عاشقي به روز شد

گلگون

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النحار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال سلام سال نويی پر از برکت و تاييد و همه خوبيها عالم برای شما و همه عزيزانتون (آرزو کنم يا دعا؟ شايد دوتاش يکيه؟) ممنون از بايت اون سلام خيلی خيلی چسبيد خيلی خوشحالم کردين نمک گير تر شديم هميشه و هميشه مويدخ خوبان باشيد فی مقعد صدق عند مليک مقتدر

مهدی

سلام....سال نو مبارك

دلسرخ

اسدالله لاجوردی ... اسدالله لاجوردی... این مرد چه قدر محکم بوده. مو به تنم سیخ شد انگار دوباره زنده شده ام لاجوردی را سرچ کردم این جا رسیدم....