معیار!

یه خانومی از مقام عظمای ولایت درباره معیارهای انتخاب همسر پرسیدن ایشون فرمودن:

 

معیارهایی که در ذهن من هست خیلی خارج از آنچه در ذهن عرف متشرعه ی ماست، نیست. من اصرار دارم بر نفی بعضی از معیارها؛یعنی چیزی که من بیشتر روی آن تاکید می کنم، ارائه یک چارچوب معیاری نیست.چون می دانیداسلام، میدان را باز گذاشته، ضمن اینکه ارزش هایی را در سطح اول- در درجه اول- قرار داده است؛ اما مردم را در آن چارچوب، صددرصد محدود نکرده است.

بعد آقا چندتا معیار رو با توضیحات نفی می کنن:

 مثل ثروت و تشخص اجتماعی(به معنی وابسته به خانواده ی خاص بودن) جاذبه های ظاهری و اینکه هرجا چشمتان را گرفت آن را کافی بدانیم.

و یه سری معیارها رو مجاز می شمرن:

 مثلا داشتن یا نداشتن تحصیلات عالیه، اهل منطقه یا کشور خاص بودن
حرکت خاصی در راه خدا کردن(جانباز-خانواده شهدا-...)

(یکی اهمیت میده یه نفر نه! اینا مجازه)

بعد می فرمایند:
البته من لازم می دانم که سلیقه و خواست خود دختر و پسر رعایت بشود.من حقیقتا شرط می دانم.
اگر چه رضای دختر و رضای پسر،شرط صحت عقد است؛ اما آن رضای در عالم مباحث حقوقی، غیر از آن چیزی است که من در شرط تحقق ازدواج دو نفر، دنبالش هستم.

من دلم می خواهد شرایط به نحوی باشد که حتما محبتی به وجود بیاید؛ یعنی اصلا بدون محبت انجام نشود. نه این که بگویم بایستی قبل از ازدواج محبت باشد؛ نه این را نمی گویم؛ اما در مجموع، پسندی وجود داشته باشد، هم دختر آن پسر را بپسندد، هم پسر دختر را بپسندد که این پسند، زمینه ایجاد محبت ماندگاری باشد.
البته محبت، قابل زوال است؛اما قابل عمق دادن هم هست. این، دستِ خود آدم است. از جمله کارهایی که خداوند متعال با وجود پیچیده ی بشر انجام داده، این است که تا حدود زیادی اختیار محبت را به او داده است.حالا بگذریم از بعضی از محبت های تند که گفته می شود اختیاری نیست و شعرا هم درباره اش حرف های زیادی زده اند -که آن ها به اصطلاح، استثناهای وجود بشر است- اما قاعده این است که دو نفری که مایه یی از محبت، بینشان باشد، راحت می توانند این محبت را آبیاری و بالنده کنند و آن را زیاد بکنند. به هر حال این هم چیزی است که لازماست.

دیدار ویژه دختران و بانوان به مناسبت میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها  1377/7/18

/ 0 نظر / 10 بازدید