تقارن شیرین

بسم الله الرحمن الرحيم
صداي ربنا بلند شده.ضعف کردم.وضو مي گيرم و به اتاقم مي روم.چفيه سياه رنگم را پهن مي کنم و مهر و تسبيح را مي گذارم رويش.چادر سفيدم را به سر مي کشم.چه حس شيريني دارم.
اذان تمام شده، يک ربعي هست و نماز من هم.
دلم ضعف مي رود.روي دستم تکيه مي زنم که بلند شوم. دلم نمي آيد. چشمم به مفاتيح است. طاقت نمي آورم، صداي مامان هم دودلم نمي کند.
دوباره روي سجاده سياه چهارخانه ام جا مي گيرم... اللهم اني بک و منک اطلب حاجتي ... مي رسم به جاهاي خوب خوب دعا! حسرتي به دلم چنگ مي زند،گرسنگي يادم مي رود...
اسئلک ان تجعل وفاتي قتل في سبيلک تحت راية نبيک مع اوليائک و اسئلک ان تقتل بي اعدائک و اعداء رسولک ... مثل بابا.
دوست دارم تو را تصور کنم، موقع افطار. وقتي فقط تو بودي و مامان. دست هايت که به سمت آسمان بالا رفته و با آن دل خداييت از خدا مي خواهي و لابد دل مامان از ديدن چشمهاي شفاف و نمناکت فشرده مي شود، اما نه به اندازه اين روزها.

کنار سفره مي نشينم. کنار مامان. جاي تو هم خالي... نه! انصافاً جاي تو آنقدر بهتر است که...جاي ما خالي.
افطاري مامان حالا تمام شده. نذر زيارت عاشورا دارد يک چله. رو به قبله ايستاده و سلام مي دهد.
نمي دانم چرا دوست تر دارم که تو را تصور کنم.وقتي که با سرو روي خاکي سلام مي دادي.شايد تشنه هم بودي ... تشنه شهادت.

صداي تلویزيون بلند شده به نواي دلنشيني که مي گويد: ياد امام و شهدا ... دلو مي بره کرب و بلا ...
چه تقارن شيريني بابا. ماه رمضان، دعاي حج، هفته دفاع مقدس!
همان روزها که مقدمه اي شد تا حاجت روا شوي. همان روزها که باب نعمت به اين مردم گشوده شد.
بابا کتاب هاي رنگ و رفته ات را که ورق مي زدم بعضي سطرها را به قول ما "هاي لايت" کرده بودي!توي يکي از متن ها دقيق مي شوم.درباره کشورگشايي هاي خليفه دوم است بدون انتقال فرهنگ ديني و تربيت اسلامي ... و کمي بعد ظهور" خوارج " ...
راستي چه جالب. شما هم انقلاب که کرديد احتياج به يک کلاس تربيتي اساسي داشتيد. هرچه نباشد همان بچه سوسول هاي زمان شاه بوديد که يک باره نفس امام را بلعيديد و پشت پا زديد به "جان دوستي"!
و چه کلاسي گذاشت خدا براي شما! نفس گير و سازنده!
بابا هيچ مي داني اگر آن روزها شما آرزوي جهاد ناديده را داشتيد اين روزها ما در حسرت رويائي تحقق يافته در دوره اي نزديک چشم به تصاوير شما مي دوزيم؟ هرچند، چشم دوختن که تقريباً دروغ است. آنقدر تند تند پلک مي زنم تا زودتر اين اشک هاي مزاحم را رد کنم و بهتر ببينم.


يک آرزوي مسخره هم به دلم هست که... هنوز شک دارم دلش را داشته باشم. دل شير مي خواهد و حتماًً آرزوي تو هم براي من داشتن همين دل بوده.
دوست داشتم زيباترين لحظه حياتت را مي ديدم. لحظه بريدن از حيات مادي ات به ابدي. لحظه وصال حتماً احلي من العسل است...
کلاً حاجت روايي چه حس شيريني است. حتي اگر در مرحله تحقق باشد و انتظار وصل.
بابا با خودم فکر مي کنم عجيب مردمي هستيم. نه؟
"هستيم" چون ما هم داريم تمام آن روزها را با شما و در حسرت بودن با شما، لحظه لحظه تجربه مي کنيم.
اصلاً فکر مي کنم خدا سر شما بدجوري شيره ماليده. انتظار؛ آدم را آماده تر مي کند. شما چشم که باز کرديد وسط خوان نعمت بوديد، ولي ما ... آنقدر نقشه ها در آرزوي رسيدن به روزهاي شما داريم که...
راستي چرا خدا دشمنان ما را از احمق ها آفريد؟ حرف امام که يادت هست در شهادت شهيد مطهري؟ " نهضت ما زنده شد... اگر يک سستي، ضعفي پيدا کرده بود، زنده شد." با خودم فکر مي کنم جنگ چه محکم ميخ هاي انقلاب را کوبيد و همه نقشه هاي وهم آلود را نقش بر آب کرد.

قرآن را باز مي کنم. همان قرآن سورمه اي رنگي که هديه مامان بود به تو، که همراه راه جاوداني شدنت باشد.
چه آيه قشنگي آمده... لئن شکرتم لازيدنکم ... ولي آخر آيه يکم زيادي دل آدم را مي ريزد... نعمتش را شما برديد، ما شکرگزاريش را مي کنيم... غرهايش را هم آنها زدند، ما محروم شديم.
داشتم چي مي گفتم؟ آهان! راستي مردم عجيبي هستيم! شايد تنها مردمي که هفته تجاوز به کشورش را بزرگ مي دارد.
ما ايرانيها... نه! فکر نمي کنم اين خصلت ملي باشد...


مامان به آخر زيارت عاشورا رسيده...سر به سجده مي گذارد...اشکهايش مي چکد روي مهر...
اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک علي مصابهم ...الحمدالله علي عظيم رزيتي....

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی

فریادگر

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی با خبر شدیم صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد فیلم تخیلی و سراسر توهين آمیزبه فرهنگ جهاد و شهادت از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نماید . لذا نظر به اینکه پخش این فیلم را توهینی به اهالی جبهه و جنگ و خانواده معظم شهدا و جانبازان و ایثار گران میدانیم و از طرفی پخش اين فيلم را هدر دادن بيت المال مي دانيم لذا از جنابعالی دعوت می کنیم به عنوان اعلام اعتراض به این اقدام صدا و سیما و به حکم دفاع از کيان غيرت و شرف شهدا ، رزمندگان و ايثارگران و جانبازان انقلاب اسلامي با پخش اين فيلم مخالفت نمايند . و پستی را در وبلاگ خود به این موضوع اختصاص دهید و مراتب را به ادرس http://faryaade-dell.blogfa.com وبلاگ فریاد دل که در همین رابطه راه اندازی شده اطلاع دهید تا نام شما در لیست معترضین قرار گیرد. با تشکر .

خرابه شام

سلام با به از اين باش التماس دعا منتظر حضورت هستم يا علی

شهادت مولاي موتقيان حضرت علي(ع) تسليت باد. نمازه روزه های شما قبول التماس دعا يا علی...

خرابه شام

ناله كن اى دل به عزاى على گريه كن اى ديده براى على كعبه ز كف داده چو مولود خويش گشته سيه پوش عزاى على عمر على عمره مقبوله بود هر قدمش سعى و صفاى على ديده زمزم كه پر از اشگ شد ياد كند، زمزمه‏هاى على تيغ شهادت سر او را شكافت كوفه بود، كوه مناى على عالم امكان شده پر غلغله چون شده خاموش صداى على نيست هم آغوش صبا بعد از اين پيك ظفربخش لواى على منبر و محراب كشد انتظار تا كه زند بوسه به پاى على ماه دگر در دل شب نشنود صوت مناجات و دعاى على آه كه محروم شد امشب دگر چشم يتميان ز لقاى على مانده تهى سفره بيچارگان منتظر نان و غذاى على واى امير دو سرا كشته شد خانه غم گشته،سراى على پيش حسين و حسن و زينبين خون چكد از فرق هماى على خواهم اگر ملك دو عالم حسان از دل و جان باش گداى على

مداحی

وامروز نوح پیامبر بر خود می بالد وندای : ((من مثلی ؟ )) میان پیامبران الهی سر می دهد .... چرا که علی بن ابی طالب در جوار او آرمیده است .... سالروز شهادت مولی الموحدین ، امام المتقین و امیر المومنین را تسلیت عرض کرده و التماس دعا دارم .

م ا م .....

خرابه شام

عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا یک ماه تمام مهیمانت بودیم یک روز به مهمانی این خانه بیا

خرابه شام

سلام جدا نگران بودم خب خدارو شکر که خیر بوده در مورد خودم هم از این به بعد جدی تر حضور خواهم داشت هوای مارو داشته باش! یه مطلب دیگه اینکه با چند تا از بچه ها رفتیم سراغ یه تعداد وهابی که تویه وب فعالن. تو هم بیا کمک یا علی التماس دعا