و برای همه پدر...

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم


دلم که هواتونو می کنه دلم می خواد چشمامو ببندم و فقط تجسم کنم شما رو ... اون جوری که واقعا بودید ... اونجوری که... حُسین کوچکتون شما رو می دید ... حُسینی که از شماست و شما از او ... دوست دارم غرق شما شم ... با همون عباراتی که تو کتاب «مُحَمَّد پیامبری برای همیشه» خوندم ...


«دائِمُ الفِکر» ؛ همیشه در فکر بود،هرگز از فکر کردن خسته نمی شد، «مُتَواصِلُ الاَحزان» ؛یعنی همواره در غم شیرین باوقاری فرو رفته بود و معلوم می شد که غم متصلی است و بخش اعظم این غم ،در دل پیغمبر است حال آنکه معمولا بر لبش ، لبخند جاری بوداما غم سنگین و ریشه داری در دل با او بود . «وَ لَیسَت لَهُ راحَه» هرگز پیامبر را بی غم و بی دغدغه نمی دیدم ، همیشه دغدغه چیزی داشت .
«طَویلُ السَّکت» بود ، اهل سکوت های طولانی ، «لایَتَکَلَّم فی غَیرِ حاجَه» ، جز در وقتی که لازم و مفید بود ،سخن نگفت.بنای او بر سکوت بود ... «لَم یَقُم لِغَضَبِهِ شَیءٌ حَتَّی یَنتَصِرَ لَهُ» وقتی خشم می کرد می ایستاد تا به هر قیمتی حقیقت را به کرسی بنشاند...
پیامبر هرگز قاه قاه نخندید اما همواره تبسم بر لب داشت ظاهر و باطنش یکی بود و در خلوت و جلوت ،یک شخصیت داشت ... همواره بخش مهمی از وقتش را به طور ثابت به مردم و امت برای حل مشکلات آنها اختصاص می داد ،«فَمِنهُم ذُوالحاجَه وَ مِنهُم ذُوالحاجَتَین وَ مِنهُم ذُوالحَوائِج» ؛برخی یک مشکل و برخی دوتا و دیگری هزار مشکل ،پیامبر برای همه صبور بود .........................................................................................................................

پیامبر دوست داشتنی من برای اتمام مکارم اخلاق آمد ... و حسین نازنینش چه دلنشین به تصویر می کشد ... چه خوب می داند که امروز روزی عده ای تشنه و عطشناک  یک لحظه دیدار محبوبند ... عطشناک دیدار پدر ... «وَ صارَ لَهُم اَبا» و برای همه آنها پدر بود ...


پدر...دست به سر بچه هاتون نمی کشید؟

 

/ 30 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک/خرابه شام

به نام خدا همواره مطالب وبلاگتان را دنبال می کنم . وبلاگتان در مجموعه پیوندهای وبلاگ ما قرار دارد . تازه شروع کرده ایم . نیازمند راهنمایی های شما هستیم.

حمید داودآبادی

ناگفته های من و مسعود خود مسعود ده نمکی خوب میدونه که من هر وقت میخوام به مسافرت برم، یه نامه واسه اون می نویسم و حرفایی رو که شاید نشه جلوش بگم- نخیر، جلوش که میگم، ولی اون اهمیت نمیده- توی یه نامه سرگشاده می نویسم. این جوری بهتر میشه خیلی حرفارو زد. حالا هم که مثلا عازم شدم و دارم بارو بندیلم رو می بندم، خوبه یه کمی هم سر به سر مسعود بذارم! پس منتظر باشین تا نامه من رو به مسعود بخونین. همین امروز فردا.

ريحانه

عالی..عالی..عالی..مثل هميشه بدجوری سايت سنگين شده

حمید داودآبادی

اینم رسواگری و ناگفته ها در مورد ده نمکی! بفرمایید مشاهد کنید:

حمید داودآبادی

اینم رسواگری و ناگفته ها در مورد ده نمکی! بفرمایید مشاهد کنید:

نی نی

نی نی مامانی رو خيلی ام دوس دارههههههههههه .... خيلی ام مامانی خوبه :-* ...............

من و دلتنگ

خيلی ام سايت خوبه :دی .... سايت بايد وزين باشه :دي

اردشير

سلام ! ترسم که اشک در غم ماپرده در شود وين راز سر به مهر به عالم سمر شود گويندسنگ لعل شود درمقام صبر... آری شودوليک به خون جگر شود... آری شود .... آقا جان !نیمه شعبان هم گذشت بس نیست انتظار .....؟؟؟

نی نوا

اللهم عجل لولیک الفرج سلام عليکم ما هم دلمون واستون تنگ شده بود.... نیمه شعبان تو حرم جاتون خیلی خالی بود .... ضمنا مشکل آی آدمها هم خدا رو شکر رفع شده و دوباره شروع کردیم..... راستی چرا آپ نمیکنید؟!!! يا علی